Balancing

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو


balancing(علوم سیاسی و روابط بین‌الملل)

واژه بیگانه:

balancing  1

واژه مصوب:

توازن‌بخشی

تعریف:

اقدام یک دولت موردتهدید برای ائتلاف با دیگر دولت‌های موردتهدید درجهت ایجاد موازنه در برابر دولت تهدید‌کننده و مقابله با آن|||متـ . توازن‌بخشی سخت hard balancing


balancing(مهندسی بسپار- تایر)

واژه بیگانه:

balancing 2, wheel balancing

واژه مصوب:

میزان‌سازی 3

تعریف:

اصلاح توزیع غیریکنواخت جِرم تایر و چرخ با افزودن وزنه‌های سربی