Stall

از واژه‌های مصوب
پرش به: ناوبری، جستجو

stall(کشاورزی- علوم دامی)==واژه بیگانه: stall 1واژه مصوب: دام‌جاتعریف: قسمت تفکیک‌شده در جایگاه دام که در آن گاوها یا اسب‌ها می‌ایستند یا دراز می‌کشند==stall(حمل‏ونقل هوایی)==واژه بیگانه: stall 2واژه مصوب: واماندگیتعریف: وضعیتی که به دلیل تغییر عمده در جریان سیال اطراف ماهیوار رخ می‌دهد و باعث جدایی کامل لایۀ مرزی از سطح فوقانی و کاهش عمدۀ نیروی بَرار می‌شود==stall(علوم و فنّاوری غذا - قهوه‌پژوهی)

واژه بیگانه:

stall

واژه مصوب:

بند‌آمدن

تعریف:

فرایندی که در آن پمپ اسپرسوساز قادر به تولید فشار کافی برای عبور دادن آب از سابة قهوه نیست و در نتیجه عصاره‌گیری مختل می‌شود