Agent

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو




agent(زبان‏شناسی)

واژه بیگانه:

agent 1

واژه مصوب:

عامل 1

تعریف:

[زبان‌شناسی] از نقش‌های معنایی که بر انجام‌دهندۀ فعل دلالت دارد|||متـ . کنشگر actor|||[علوم نظامی] کسی که برای به دست آوردن اطلاعات و انجام امور اطلاعاتی یا ضداطلاعاتی آموزش دیده باشد


agent(علوم نظامی)

واژه بیگانه:

agent 1

واژه مصوب:

عامل 1

تعریف:

[زبان‌شناسی] از نقش‌های معنایی که بر انجام‌دهندۀ فعل دلالت دارد|||متـ . کنشگر actor|||[علوم نظامی] کسی که برای به دست آوردن اطلاعات و انجام امور اطلاعاتی یا ضداطلاعاتی آموزش دیده باشد



agent(حقوق)

واژه بیگانه:

agent 2

واژه مصوب:

کارگزار 1

تعریف:

مأمور رسمی یک دولت یا سازمان بین‌المللی



agent(علوم سیاسی و روابط بین‌الملل)

واژه بیگانه:

agent 2

واژه مصوب:

کارگزار 1

تعریف:

مأمور رسمی یک دولت یا سازمان بین‌المللی



agent(علوم سیاسی و روابط بین‌الملل)

واژه بیگانه:

agent 3

واژه مصوب:

کنش‌وَر

تعریف:

کنشگری که قابلیت انجام دادن کار هدفمند یا اِعمال قدرت سیاسی را دارد



agent(هنرهای نمایشی)

واژه بیگانه:

agent 5

واژه مصوب:

مدیر برنامه

تعریف:

شخص حقیقی یا حقوقی که به نمایندگی از جانب یک یا چند هنرمند به ادارۀ امور هنری و فنی و اداری و مالی آنها می‌پردازد و قراردادهای لازم را تنظیم می‌کند