Aggregate

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو





aggregate(رایانه و فنّاوری اطلاعات)

واژه بیگانه:

aggregate 1

واژه مصوب:

انبوهشی

تعریف:

مربوط به انبوهش


aggregate(زمین‏شناسی)

واژه بیگانه:

aggregate 2

واژه مصوب:

انبوهه 1

تعریف:

گروهی از گونه‌های مختلف مانند قطرات یا حباب‌ها یا ذرات یا مولکول‌ها که به‌نحوی کنار هم گرد آمده‌اند



aggregate(شیمی)

واژه بیگانه:

aggregate 2

واژه مصوب:

انبوهه 1

تعریف:

گروهی از گونه‌های مختلف مانند قطرات یا حباب‌ها یا ذرات یا مولکول‌ها که به‌نحوی کنار هم گرد آمده‌اند



aggregate(مهندسی بسپار)

واژه بیگانه:

aggregate 2

واژه مصوب:

انبوهه 1

تعریف:

گروهی از گونه‌های مختلف مانند قطرات یا حباب‌ها یا ذرات یا مولکول‌ها که به‌نحوی کنار هم گرد آمده‌اند



aggregate(مهندسی بسپار- تایر)

واژه بیگانه:

aggregate 2

واژه مصوب:

انبوهه 1

تعریف:

گروهی از گونه‌های مختلف مانند قطرات یا حباب‌ها یا ذرات یا مولکول‌ها که به‌نحوی کنار هم گرد آمده‌اند



aggregate(مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ)

واژه بیگانه:

aggregate 2

واژه مصوب:

انبوهه 1

تعریف:

گروهی از گونه‌های مختلف مانند قطرات یا حباب‌ها یا ذرات یا مولکول‌ها که به‌نحوی کنار هم گرد آمده‌اند



aggregate(رایانه و فنّاوری اطلاعات)

واژه بیگانه:

aggregate 3

واژه مصوب:

انبوهه‌سازی

تعریف:

جمع‌آوری و گردآوری و هم‌گذاری داده‌هایی که از دو یا چند منبع مختلف گرفته می‌شوند



aggregate(زمین‏شناسی)

واژه بیگانه:

aggregate 5

واژه مصوب:

مصالح دانه‌ای

تعریف:

مصالحی مانند شن و ماسه و خرده‌سنگ که برای ساخت موادی‌ مانند بتون یا آسفالت یا پارسنگ خط آهن به کار می‌روند



aggregate(اقتصاد)

واژه بیگانه:

aggregate 6

واژه مصوب:

هم‌افزوده

تعریف:

شاخصی که کل عرضه یا تقاضا را برای کالاها یا خدمات در یک اقتصاد، در زمان مشخص نشان می‌دهد