Aggregation

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو




aggregation(رایانه و فنّاوری اطلاعات)

واژه بیگانه:

aggregation 1

واژه مصوب:

انبوهش

تعریف:

[رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند جمع‌آوری و گردآوری و هم‌گذاری داده‌ها از دو یا چند منبع|||[شیمی، مهندسی بسپار]‏ شکل‌گیری گروهی از قطرات یا ذرات یا حباب‌ها یا مولکول‌ها در کنار هم |||[علوم جَوّ]  1. فرایند ترکیب ویژگی‌های مختلف سطحی مناطق ناهمگون مجاور به‌صورت مقدار میانگین منطقه‏ای 2. انباشته شدن بلورهای برف براثر برخورد آنها به یکدیگر در ‏هنگام سقوط و تشکیل پَرک‌های برف


aggregation(شیمی)

واژه بیگانه:

aggregation 1

واژه مصوب:

انبوهش

تعریف:

[رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند جمع‌آوری و گردآوری و هم‌گذاری داده‌ها از دو یا چند منبع|||[شیمی، مهندسی بسپار]‏ شکل‌گیری گروهی از قطرات یا ذرات یا حباب‌ها یا مولکول‌ها در کنار هم |||[علوم جَوّ]  1. فرایند ترکیب ویژگی‌های مختلف سطحی مناطق ناهمگون مجاور به‌صورت مقدار میانگین منطقه‏ای 2. انباشته شدن بلورهای برف براثر برخورد آنها به یکدیگر در ‏هنگام سقوط و تشکیل پَرک‌های برف



aggregation(علوم جَوّ)

واژه بیگانه:

aggregation 1

واژه مصوب:

انبوهش

تعریف:

[رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند جمع‌آوری و گردآوری و هم‌گذاری داده‌ها از دو یا چند منبع|||[شیمی، مهندسی بسپار]‏ شکل‌گیری گروهی از قطرات یا ذرات یا حباب‌ها یا مولکول‌ها در کنار هم |||[علوم جَوّ]  1. فرایند ترکیب ویژگی‌های مختلف سطحی مناطق ناهمگون مجاور به‌صورت مقدار میانگین منطقه‏ای 2. انباشته شدن بلورهای برف براثر برخورد آنها به یکدیگر در ‏هنگام سقوط و تشکیل پَرک‌های برف



aggregation()

واژه بیگانه:

aggregation 1

واژه مصوب:

انبوهش

تعریف:

[رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند جمع‌آوری و گردآوری و هم‌گذاری داده‌ها از دو یا چند منبع|||[شیمی، مهندسی بسپار]‏ شکل‌گیری گروهی از قطرات یا ذرات یا حباب‌ها یا مولکول‌ها در کنار هم |||[علوم جَوّ]  1. فرایند ترکیب ویژگی‌های مختلف سطحی مناطق ناهمگون مجاور به‌صورت مقدار میانگین منطقه‏ای 2. انباشته شدن بلورهای برف براثر برخورد آنها به یکدیگر در ‏هنگام سقوط و تشکیل پَرک‌های برف



aggregation(مهندسی بسپار)

واژه بیگانه:

aggregation 1

واژه مصوب:

انبوهش

تعریف:

[رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند جمع‌آوری و گردآوری و هم‌گذاری داده‌ها از دو یا چند منبع|||[شیمی، مهندسی بسپار]‏ شکل‌گیری گروهی از قطرات یا ذرات یا حباب‌ها یا مولکول‌ها در کنار هم |||[علوم جَوّ]  1. فرایند ترکیب ویژگی‌های مختلف سطحی مناطق ناهمگون مجاور به‌صورت مقدار میانگین منطقه‏ای 2. انباشته شدن بلورهای برف براثر برخورد آنها به یکدیگر در ‏هنگام سقوط و تشکیل پَرک‌های برف



aggregation(اقتصاد)

واژه بیگانه:

aggregation 2

واژه مصوب:

هم‌افزود

تعریف:

کمیتی تجمیعی متشکل از اجزای جداگانه

[[رده:]]