Beam

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو




beam(فیزیک- اپتیک)

واژه بیگانه:

beam 1

واژه مصوب:

باریکه 1

تعریف:

دستۀ پرتوهای متمرکزی که تقریباً در یک جهت منتشر می‏شود


beam(مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ)

واژه بیگانه:

beam 1

واژه مصوب:

باریکه 1

تعریف:

دستۀ پرتوهای متمرکزی که تقریباً در یک جهت منتشر می‏شود



beam(مهندسی عمران)

واژه بیگانه:

beam 2

واژه مصوب:

تیر 2

تعریف:

عضوی از سازه که نقش اصلی آن تحمل خَمش است



beam(موسیقی)

واژه بیگانه:

beam 3

واژه مصوب:

شاهین 2

تعریف:

یک یا چند خط که جانشین پرچم‌های نُت‌های مجاور می‏شود و آنها را به هم متصل می‏کند



beam(حمل‏ونقل دریایی)

واژه بیگانه:

beam 4

واژه مصوب:

ورگه 1

تعریف:

تیرهای عرضی که دو طرف بدنۀ کشتی را به هم متصل می‌کند و باعث تقویت بدنه و استحکام عرشه‌ها می‌شود



beam(حمل‏ونقل دریایی)

واژه بیگانه:

beam 5, breadth

واژه مصوب:

ورگه 2

تعریف:

عریض‌ترین قسمت شناور