Bonding

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو



bonding(حمل‏ونقل دریایی)

واژه بیگانه:

bonding 1

واژه مصوب:

برق‌زدایی

تعریف:

عملیاتی که در کشتی‌های نفت‌کش برای تخلیۀ الکتریسیتۀ ساکن انجام می‌دهند تا از ایجاد تخلیۀ الکتریکی بین کشتی و اسکله جلوگیری شود


bonding(روان‏شناسی)

واژه بیگانه:

bonding 2

واژه مصوب:

پیوند 3

تعریف:

فرایندی که در طی آن والدین و فرزند ازنظر عاطفی به یکدیگر وابسته می‏شوند



bonding(شیمی)

واژه بیگانه:

bonding 3

واژه مصوب:

تشکیل پیوند

تعریف:

اتصال اتم‌ها به هم برای تشکیل مولکول یا نمک بلورین



bonding(مهندسی بسپار)

واژه بیگانه:

bonding 3

واژه مصوب:

تشکیل پیوند

تعریف:

اتصال اتم‌ها به هم برای تشکیل مولکول یا نمک بلورین