Branching

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو



branching(فیزیک)

واژه بیگانه:

branching 1

واژه مصوب:

انشعاب

تعریف:

دوگانگی یا چندگانگی حالت‌های واپاشی در هسته‌های پرتوزا و ذره‌های ناپایدار|||متـ . شاخگی


branching(شیمی)

واژه بیگانه:

branching1

واژه مصوب:

شاخه‌دار شدن

تعریف:

رشد یک زنجیرۀ بسپاری جدید از یک موضع فعال بر روی یک زنجیرۀ موجود در جهتی متفاوت با جهت زنجیرۀ اصلی



branching(شیمی)

واژه بیگانه:

branching2

واژه مصوب:

شاخه‌دار کردن

تعریف:

فرایندی که باعث رشد یک زنجیرۀ بسپاری جدید از یک موضع فعال بر روی یک زنجیرۀ موجود در جهتی متفاوت با جهت زنجیرۀ اصلی می‌شود



branching(رایانه و فنّاوری اطلاعات)

واژه بیگانه:

branching 2

واژه مصوب:

شاخه‌گزینی

تعریف:

انتخاب یک مسیر اجرایی توسط برنامۀ رایانه‌ای