Buffer

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو



buffer(شیمی)

واژه بیگانه:

buffer 1

واژه مصوب:

بافر

تعریف:

محلولی شامل یک اسید ضعیف و نمک همان اسید یا باز قوی


buffer(مهندسی برق)

واژه بیگانه:

buffer 2

واژه مصوب:

حائل 1

تعریف:

مدار یا افزاره یا قطعه‌ای که از برهم‌کنش ناخواستۀ مدارها یا افزاره‌های الکتریکی جلوگیری می‌کند



buffer(مهندسی بسپار- تایر)

واژه بیگانه:

buffer 3, buffing machine

واژه مصوب:

ماشین ساب‌زنی

تعریف:

وسیله‌ای مخصوص برداشتن رویۀ کهنۀ تایر و آماده‌سازی آن برای روکش کردن



buffer(رایانه و فنّاوری اطلاعات)

واژه بیگانه:

buffer 4

واژه مصوب:

میان‌گیر

تعریف:

حافظه‏ای برای ذخیره‏سازی موقت داده‏ها که برای انتقال داده‏ها از دستگاهی به دستگاه دیگر یا از بخشی از رایانه به بخش دیگر آن به کار می‌رود



buffer(رایانه و فنّاوری اطلاعات)

واژه بیگانه:

buffer 5

واژه مصوب:

میان‌گیری کردن

تعریف:

قرار دادن داده‏ها در میانگیر