Consistency

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو



consistency(علوم و فنّاوری غذا)

واژه بیگانه:

consistency

واژه مصوب:

قوام

تعریف:

[علوم و فنّاوری غذا] میزان ناروانی و فشردگی بافت فراورده‌های غذایی مایع|||[مهندسی بسپار، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] خاصیتی نشانگر مقاومت ماده یا آمیزه در برابر شارش که ترکیبی از چند ویژگی قابل‌اندازه‌گیری مانند گران‌رَوی، نقطۀ تسلیم و روان‌وَردی است


consistency(مهندسی بسپار)

واژه بیگانه:

consistency

واژه مصوب:

قوام

تعریف:

[علوم و فنّاوری غذا] میزان ناروانی و فشردگی بافت فراورده‌های غذایی مایع|||[مهندسی بسپار، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] خاصیتی نشانگر مقاومت ماده یا آمیزه در برابر شارش که ترکیبی از چند ویژگی قابل‌اندازه‌گیری مانند گران‌رَوی، نقطۀ تسلیم و روان‌وَردی است



consistency(مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ)

واژه بیگانه:

consistency

واژه مصوب:

قوام

تعریف:

[علوم و فنّاوری غذا] میزان ناروانی و فشردگی بافت فراورده‌های غذایی مایع|||[مهندسی بسپار، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] خاصیتی نشانگر مقاومت ماده یا آمیزه در برابر شارش که ترکیبی از چند ویژگی قابل‌اندازه‌گیری مانند گران‌رَوی، نقطۀ تسلیم و روان‌وَردی است



consistency(رایانه و فنّاوری اطلاعات)

واژه بیگانه:

consistency, coherence 2

واژه مصوب:

همخوانی 3

تعریف:

یکنواختی تمام اجزای یک سامانۀ نرم‏افزاری چنان‌که اجزای آن با یکدیگر در تعارض نباشد|||متـ . سازگاری 3