Core

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو







core(فیزیک)

واژه بیگانه:

core 1

واژه مصوب:

قلب 1

تعریف:

قسمت مرکزی هر واکنشگاه هسته‌ای که دربرگیرندۀ سوخت و خنک‌ساز و کند‌‌ساز است


core(مهندسی بسپار)

واژه بیگانه:

core 2

واژه مصوب:

ماهیچه‌

تعریف:

بخشی از قالب که برای شکل دادن به قسمت‌های خالی و داخلی قطعۀ ریختگی همراه با قالب یا جداگانه ساخته می‌شود



core(مهندسی بسپار- تایر)

واژه بیگانه:

core 2

واژه مصوب:

ماهیچه‌

تعریف:

بخشی از قالب که برای شکل دادن به قسمت‌های خالی و داخلی قطعۀ ریختگی همراه با قالب یا جداگانه ساخته می‌شود



core(مهندسی مواد و متالورژی)

واژه بیگانه:

core 2

واژه مصوب:

ماهیچه‌

تعریف:

بخشی از قالب که برای شکل دادن به قسمت‌های خالی و داخلی قطعۀ ریختگی همراه با قالب یا جداگانه ساخته می‌شود



core(باستان‏شناسی)

واژه بیگانه:

core 3

واژه مصوب:

مغز سفال

تعریف:

قسمت میانی بدنۀ یک تکه‌سفال که معمولاً در زمان پخت براثر حرارت کم یا زیاد، زغالی و سیاه شده باشد



core(باستان‏شناسی)

واژه بیگانه:

core 4

واژه مصوب:

مغزه 1

تعریف:

[باستان‏شناسی] ستونی از لایه‌های زیرین سطح زمین که با استفاده از یک استوانۀ توخالی فلزی، استخراج می‌شود|||[حمل‏ونقل درون‌شهری-جاده‌ای] ستونی که به‌صورت نمونه با گُمانه‏زنی از لایه‏های راه استخراج می‏شود|||[ریاضی] برای زیرگروهی از یک گروه، بزرگ‌ترین زیرگروه نرمال جزء آن زیرگروه|||[زمین‌شناسی، ژئوفیزیک] برش استوانه‏ای سنگ در محل پی‏جویی که به کمک دستگاه تهیه شود



core(حمل‏ونقل درون‌شهری-جاده‌ای)

واژه بیگانه:

core 4

واژه مصوب:

مغزه 1

تعریف:

[باستان‏شناسی] ستونی از لایه‌های زیرین سطح زمین که با استفاده از یک استوانۀ توخالی فلزی، استخراج می‌شود|||[حمل‏ونقل درون‌شهری-جاده‌ای] ستونی که به‌صورت نمونه با گُمانه‏زنی از لایه‏های راه استخراج می‏شود|||[ریاضی] برای زیرگروهی از یک گروه، بزرگ‌ترین زیرگروه نرمال جزء آن زیرگروه|||[زمین‌شناسی، ژئوفیزیک] برش استوانه‏ای سنگ در محل پی‏جویی که به کمک دستگاه تهیه شود



core(ریاضی)

واژه بیگانه:

core 4

واژه مصوب:

مغزه 1

تعریف:

[باستان‏شناسی] ستونی از لایه‌های زیرین سطح زمین که با استفاده از یک استوانۀ توخالی فلزی، استخراج می‌شود|||[حمل‏ونقل درون‌شهری-جاده‌ای] ستونی که به‌صورت نمونه با گُمانه‏زنی از لایه‏های راه استخراج می‏شود|||[ریاضی] برای زیرگروهی از یک گروه، بزرگ‌ترین زیرگروه نرمال جزء آن زیرگروه|||[زمین‌شناسی، ژئوفیزیک] برش استوانه‏ای سنگ در محل پی‏جویی که به کمک دستگاه تهیه شود



core(زمین‌شناسی)

واژه بیگانه:

core 4

واژه مصوب:

مغزه 1

تعریف:

[باستان‏شناسی] ستونی از لایه‌های زیرین سطح زمین که با استفاده از یک استوانۀ توخالی فلزی، استخراج می‌شود|||[حمل‏ونقل درون‌شهری-جاده‌ای] ستونی که به‌صورت نمونه با گُمانه‏زنی از لایه‏های راه استخراج می‏شود|||[ریاضی] برای زیرگروهی از یک گروه، بزرگ‌ترین زیرگروه نرمال جزء آن زیرگروه|||[زمین‌شناسی، ژئوفیزیک] برش استوانه‏ای سنگ در محل پی‏جویی که به کمک دستگاه تهیه شود



core(ژئوفیزیک)

واژه بیگانه:

core 4

واژه مصوب:

مغزه 1

تعریف:

[باستان‏شناسی] ستونی از لایه‌های زیرین سطح زمین که با استفاده از یک استوانۀ توخالی فلزی، استخراج می‌شود|||[حمل‏ونقل درون‌شهری-جاده‌ای] ستونی که به‌صورت نمونه با گُمانه‏زنی از لایه‏های راه استخراج می‏شود|||[ریاضی] برای زیرگروهی از یک گروه، بزرگ‌ترین زیرگروه نرمال جزء آن زیرگروه|||[زمین‌شناسی، ژئوفیزیک] برش استوانه‏ای سنگ در محل پی‏جویی که به کمک دستگاه تهیه شود



core(ژئوفیزیک)

واژه بیگانه:

core 5

واژه مصوب:

هسته 1

تعریف:

[ژئوفیزیک] بخش مرکزی زمین|||[نجوم] بخش مرکزی ستاره یا سیاره یا هر جِرم آسمانی مانند آن



core(نجوم)

واژه بیگانه:

core 5

واژه مصوب:

هسته 1

تعریف:

[ژئوفیزیک] بخش مرکزی زمین|||[نجوم] بخش مرکزی ستاره یا سیاره یا هر جِرم آسمانی مانند آن