Culture

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو


culture(باستان‏شناسی)

واژه بیگانه:

culture 2

واژه مصوب:

فرهنگ 1

تعریف:

مجموعۀ عادات و رفتارهایی که در یک جامعۀ انسانی عمدتاً ازطریق فرایندهای اجتماعی و نه فرایندهای زیستی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و در نمادها، باورها، هنر، مهارت‌ها، آداب و رسوم آن جامعه انعکاس می‌یابد


culture(جامعه‌شناسی)

واژه بیگانه:

culture 2

واژه مصوب:

فرهنگ 1

تعریف:

مجموعۀ عادات و رفتارهایی که در یک جامعۀ انسانی عمدتاً ازطریق فرایندهای اجتماعی و نه فرایندهای زیستی از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و در نمادها، باورها، هنر، مهارت‌ها، آداب و رسوم آن جامعه انعکاس می‌یابد



culture(زیست‌شناسی-میکرب‌شناسی)

واژه بیگانه:

culture 3

واژه مصوب:

کشت

تعریف:

1. محصول رشد نوع خاصی از ریزاندامگان‌ها در یک محیط مناسب|||2. رشد دادن ریزاندامگان‌ها تحت شرایط واپایش‌شده