Phase

از ویکی
پرش به: ناوبری، جستجو





phase(شیمی)

واژه بیگانه:

phase 1

واژه مصوب:

فاز 1

تعریف:

بخشی از یک سامانۀ فیزیکی همگن با مرزهای مشخص که می‏توان آن را ازلحاظ فیزیکی از بخش‌های دیگر جدا کرد


phase(مهندسی بسپار)

واژه بیگانه:

phase 1

واژه مصوب:

فاز 1

تعریف:

بخشی از یک سامانۀ فیزیکی همگن با مرزهای مشخص که می‏توان آن را ازلحاظ فیزیکی از بخش‌های دیگر جدا کرد



phase(مهندسی بسپار- تایر)

واژه بیگانه:

phase 1

واژه مصوب:

فاز 1

تعریف:

بخشی از یک سامانۀ فیزیکی همگن با مرزهای مشخص که می‏توان آن را ازلحاظ فیزیکی از بخش‌های دیگر جدا کرد



phase(مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ)

واژه بیگانه:

phase 1

واژه مصوب:

فاز 1

تعریف:

بخشی از یک سامانۀ فیزیکی همگن با مرزهای مشخص که می‏توان آن را ازلحاظ فیزیکی از بخش‌های دیگر جدا کرد



phase(مهندسی برق)

واژه بیگانه:

phase 2

واژه مصوب:

فاز 2

تعریف:

رسانایی حامل جریان، در یک مدار یا سامانۀ چندفازه (polyphase system)  |||متـ . رسانای فاز phase conductor، |||      خط فاز phase line، |||      سیم فاز phase wire



phase(عمومی)

واژه بیگانه:

phase 3

واژه مصوب:

گام 1

تعریف:

مرحله و دورۀ مشخص در یک فرایند



phase(باستان‌شناسی)

واژه بیگانه:

phase 4

واژه مصوب:

مرحله 2

تعریف:

[حمل‏ونقل درون‌شهری-جاده‌ای] تقسیمات زمانی چراغ راهنمایی در یک چرخه|||[باستان‌شناسی] بازه‌ای از زمان که در آن دگرگونی در مواد فرهنگی باعث تمایز یک واحد باستان‌شناختی از واحد دیگر می‌شود



phase(حمل‏ونقل درون‌شهری-جاده‌ای)

واژه بیگانه:

phase 4

واژه مصوب:

مرحله 2

تعریف:

[حمل‏ونقل درون‌شهری-جاده‌ای] تقسیمات زمانی چراغ راهنمایی در یک چرخه|||[باستان‌شناسی] بازه‌ای از زمان که در آن دگرگونی در مواد فرهنگی باعث تمایز یک واحد باستان‌شناختی از واحد دیگر می‌شود